ارائهنده فايل
پکيج (پروتکل) آموزشي درماني خود دلگرم سازي (آموزش دلگرمي) در 41 صفحه ورد قابل ويرايش با فرمت doc
توضيحات پکيج (پروتکل) درماني آموزشي روانشناسي
آماده سازي در 10 جلسه درماني
طراحي شده به صورت آموزش گروهي
آماده شده در بيش از 41 صفحه به صورت جامع (فونت B lotus)
داراي شرح جلسات به صورت جامع جهت اجرا
داراي رفرنس معتبر و به شيوه APA
توجه: اين پکيج (پروتکل) شامل شرح جلسات براي آموزش و اجرا مي باشد. که اين پکيج برگفته از پايان نامه هاي کارشناسي ارشد و دکتري دفاع شده مي باشد و در تحقيقات مختلف مورد استفاده قرار گرفته و با جامعه و نمونه ايراني سنخيت جامع دارد.
نمونه اي از جلسات درماني و مباني نظري پکيج مورد نظر:
پکيج (پروتکل) آموزشي درماني خود دلگرم سازي (آموزش دلگرمي)
بر مبناي ساختار جلسات آموزش دلگرمي شوناکر (1980؛ نقل از باهلمن و دينتر، 2001)
دلگرمسازي از جمله مفاهيم کاربردي روانشناسي آدلري است که بويژه در محيطهاي تربيتي نتايج غيرقابل انکاري دارد. اين پروتکل طبق مدل شوناکر تدوين شده و مطالب مرتبطي مبتني بر آموزههاي فرهنگي به آن افزوده شده است. هريک از اين ده جلسه طبق ساختار مشخص 6 مرحلهاي سازماندهي ميشود. وقتي به افراد زمان داده ميشود تا از نگرانيهاي ديگرشان رها شوند، آنها ميتوانند بر يک چيز يا محور جديد متمرکز شوند، به همين دليل نخستين مرحله از يک تمرين آرامشبخشي تشکيل ميشود تا به شرکتکنندگان اين فرصت را بدهد تا از نگرانيهاي روزمره خود رها شوند. در خلال تمرين آرامشبخشي مشاور ايدهها و تفکرات دلگرمکننده ميدهد، سپس بازخورد تکاليف جلسهي قبل مورد بررسي قرار مييرد. يک عنصر ثابت بازخورد اين است که در آن به شرکتکننده، يک دقيقه وقت داده ميشود تا به بقيهي گروه چيزي در مورد تجربهي خودش دربارهي تکليفش بگويد.
هدف اين تمرين تبادل تجارب براي ياد گرفتن چگونگي گفتن چيزي با يک شيوهي مختصر و بيان ايدهها و افکار فرد است. در نتيجه، شرح در خصوص مسئله خاصي که در آن جلسه بر آن تمرکز شده، مورد ملاحظه قرار گيرد. مرحلهي چهارم، شامل تمرين مرتبط با اين دادهها است. پس از اينکه تکليف هفتهي آينده، تشريح شد، جلسه با يک تمرين آرامشبخشي ديگر به نام گام آينده به پايان ميرسد. در خلال اين تمرين مشاور از شرکتکنندگان ميخواهد به شيوههايي که آنها ميتوانند مهارتهاي جديد و دادهها آن جلسه را در زندگي روزمرهي خود به کارگيرند، فکر کنند و از آنها ميخواهد چنين موقعيتهايي را مجسم کنند. اين نوع تجسم احتمال اينکه شرح و تمرينها به زندگي روزمرهي شرکتکنندگان تعميم يابد و رفتارهاي دلگرمکننده بخشي ذاتي از مجموعهي رفتاري آنها بشود و افزايش ميدهد. محتواي اين ده جلسه به شرح زير ميباشد (باهلمن و دينتر، 2001).
عناوين و اهداف جلسات آموزش خوددلگرم سازي بر مبناي عناوين و اهداف جلسات آموزش دلگرمي شوناکر (1980): (برگرفته از باهلمن و دينتر، 2001).
جلسه اول
اهداف:
1. معرفي خود به عنوان آموزشدهنده
2. معرفي اجمالي هر يک از اعضاي گروه
3. معرفي کل برنامه و بيان قوانين
4. در ادامه به هر يک از اعضا دعوتنامهاي داده ميشود تا با محتواي جلسات و اهداف آن بيشتر آشنا شده و روابط حسنه نيز جامعتر گردد.
5. انجام تمرين آرامشبخشي
6. ارائهي شرح در خصوص اين جلسه.
7. معرفي مفهوم دلگرمي و آموزش رفتارها و ويژگيهايي که دلگرمکننده هستند.
8. شرکتکنندگان در مورد رفتارها و ويژگيهايي که دلگرمکننده هستند ياد ميگيرند و بحث ميکنند. براي توضيح مفهوم دلگرمي ابتدا از شرکتکنندگان خواسته شد تا هريک نظر خود را دربارهي اين مفهوم بيان کنند.
فعاليت
دلگرمي جوهر اعتماد به نفس را در فرد افزايش ميدهد و به شخص پيام ميدهد که او آنگونه که هست و نه آنگونه که بايد باشد، به اندازهي کافي خوب است (شيلينگ، ترجمهي آرين، 1382). دلگرمي نيازمند يک تغيير ظريف است که در طي آن تمرکز افراد از روي کلمات منفي که اغلب افراد به خاطر نقصها و کمبودهايشان به وسيلهي آنها بمباران ميشوند به روي کلمات و نگرشهاي مثبت تغيير ميکنند. به عبارت ديگر دلگرمي و در نظر گرفتن جنبههاي مثبت و منفي، انتخاب آگاهانه براي توجه کردن به مسائل و آگاهي در مورد آنچه انجام ميدهيم، ميباشد بطوري که در زندگي سودمندتر و مؤثرتر عمل کنيم (اکستين و کوک، 2005). دلگرم کردن مهارتي است که آموخته ميشود و يک شبه حاصل نميشود و با تمرين بدست ميآيد (دينک ماير و مک کي، 1983، ترجمهي قراچه داغي، 1384).
دلگرمي هرچيزي است که يک فرد انجام ميدهد تا باعث شود فرد ديگر احساس بهتري داشته باشد و به صورت اثربخش تري کار کند و براي سهيم شدن در بهبود و رفاه حال ديگران و کل جامعه اشتياق بيشتري نشان ميدهد. اين نتايج آشکار ميشود چون آن فرد اين احساس را دارد که به اندازه کافي خوب است، تعلق دارد، توسط ديگران پذيرفته شده است و اين احساس را دارد که "من ميتوانم" (شوناکر، 1996؛ به نقل باهلمن و دينتر، 2001). دردلگرم سازي تلاش ميشود تا فرد به خود و تواناييهايش اعتماد کند. يعني تواناييهايش را بشناسد و بداند قادر است چه فعاليتهايي را به طور مستقل انجام دهد، دلگرمي مستلزم بکارگيري تلاشها و تواناييهاي افراد با وجود موانع و خطراتي است که در زندگي روزمره وجود دارد، و اين امر منجر به توانمندي دروني انسانها ميشود.
همچنين دلگرمي اعتماد شخص و احساسش و درکش از خودش را قوت ميبخشد و در نتيجه کليدي براي بالندگي شخص است. در نتيجه دلگرمي، نوعي احساس شخصي است که فرد تعلقات و اميالش را متوقف ميکند تا منفعت اجتماعي را افزايش دهد. بنابراين، دلگرمي هم هدف شخصي و هم هدف اجتماعي است (باهلمن و دينتر، 2001). در ايکورس معتقد است که
به دلگرمي در افراد به اندازهي نياز گياه به آب است و همه در هر سني به آن نيازمندند (مايبل و مايبل، 2006؛ به نقل از عليزاده و همکاران، 1391). دنيک ماير و لوسونسي (1996؛ به نقل از چستون، 2000) معتقدند که دلگرمي فرآيند تسهيل رشد منابع دروني فرد و جرأت براي حرکت مثبت است و مک کي (1992) بر اين باور است که براي اينکه چنين فرآيندي رخ ميدهد بايد به جاي ناتوانيها به داشتهها و نيرومنديها تأکيد نمود. در واقع دلگرمي نوعي واقعاً انکار يا سرکوب ساده لوحانه ي چيزهاي منفي نيست. بلکه ديدن مثبتها و منفيها در کنار هم و آگاهانه توجه کردن به مثبتها با اين بينش که چنين اينگونه عمل کردن در زندگي سودمندتر است تا زماني که خود را در دام منفيها اسير سازيم (باهلمن و دينتر، 2001). تحسين پاداش است که براي يک موفقيت بدست آمده و تکميل شده پرداخت ميشود، تحسين يک داوري ارزشمند است و در تحسين فرد تحسين کننده در يک موضع برتر قرار دارد (دنيک ماير و مک کي، 1983، ترجمهي قراچه داغي، 1384). در حاليکه، دلگرمي بر فرآيند متمرکز است و بايد قبل از اينکه فرد تکليف خود را مفصل کند يا حتي قبل از آغاز بگيرد (تامسون و رادولف، 2000).
حتي دلگرمي مي تواند در زماني که موفقيتي بدست نيامده اعمال شود. دلگرمي مي تواند مشمول تلاش، پيش رفت و حتي نشان دادن علاقه باشد. دلگرمي تصديق کردن است و نشانهي قدرشناسي از توانمندي ها و تعريف از توانمنديها و موفقيت هاست و به افراد کمک ميکند تا هدفهاي واقع بينانهاي براي خود در نظر بگيرند (دينک ماير و مک کي، 1983، ترجمهي قراچه داغي، 1384). در دلگرمي تأکيد بر پذيرش فرد است؛ و انگيزه و محرک تلاش براي افزايش احساس و مشارکت با بشريت است. سپس در ادامه ي جلسهي چند نکته دلگرمکننده مطرح گرديد:
پرهيز از يأس و نااميدي.
سعي و تلاش مهمتر از نتيجه است.
تلاش براي پيشرفت.
عمل فرد را از خود او جداکردن
توجه به نقاط مثبت.
نشان دادن اعتماد.
اشتباه را يک شکست تلقي نکردن.
به کسب موفقيت اميدوار بودن.
موفقيت فرآورده ي جانبي است.
جرأت پذيرفتن جامع نبودن را داشتن.
از نااميد کردن و بي ارزش کردن ديگران پرهيز کردن.
مثبت انديش بودن و خوش بينانه نگاه کردن به زندگي.
جلسه با يک تمرين آرامشبخشي ديگر به پايان رسيد، در خلال اين تمرين مشاور از شرکتکنندگان خواست به شيوههايي که آن ها ميتوانند مهارتهايي جديد و اطلاعات آن جلسه را در زندگي روزمرهي خود بکار گيرند، فکر کنند و همچنين از آن ها خواست چنين موقعيتهايي را مجسم کنند.
تکليف
1) پنج رفتار دلگرمکننده را در ارتباط با ديگران بيان کنيد.
2) به اثرات متفاوت دلگرمي بر روي اعضاي خانوادهي خود توجه نموده و در جلسهي آينده آن را در کلاس مطرح سازند.
جلسه دوم
هدف:
آموزش مفهوم هدفگرايي رفتار انسان.
فعاليت:
همهي رفتارهاي بشر داراي قصد و هدف است. افراد بشر از موهبت آزادي و انتخاب برخوردارند (يک ويژگي منحصر به فرد انسان که او آن را در قدرت خلاص طبيعت انسان ناميد) و اهداف رفتار انسان به وسيلهي فرد خلق ميشود. توصيف انسان با مفاهيمي چون خلاق، انتخاب گر، تصميمگيرندگان مختار، گوياي آن است که انسان هدفهايشان را بر ميگزينند. سپس به سوي اين هدف ها که فکر ميکنند به آن موقعيتي در اين جهان ميدهد و..........
..........
.........................
................................................
برچسب:
نویسنده: الینا زمانی